کی تمشک سرخ لبهای تو را دزدیده است
پلک باغ چشم را بر روی کی وا کرده ای؟ کی چنین صدها سبد گل از نگاهت چیده است؟
چند وقت است که آن گل خندان سابق نیستی قلب صاف و مهربانت از چه کسی رنجیده است؟
بر لبانت طرح کمرنگی ز یک لبخند تلخ کی تبسم های شیرین تو را دزدیده است؟
خوب من با من بگو من محرم راز توام.....
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 22:42 توسط باران پائیزی
|